وقتي موعد ديدار با خدا مي رسد...

1- معمولا با شنيدن خبر شهادت كسي كه مي شناسمش حس عجيبي بهم دست ميده كه البته اون حس، حس ناراحتي نيست.

2- صبح روز يك شنبه بود كه يكي از دوستان به صورت تلفني ازم پرسيد: خبر سردار شوشتري رو شنيدي؟

3- سردار رو چند ماهي مي شد كه مي شناختيمش. از وقتي جانشين فرمانده نيروي زميني و بعدش فرمانده قرارگاه قدس شده بود.

ماموريت قرارگاه قدس تامين امنيت در شرق كشوره كه در سال هاي اخير به خاطر اقدامات تروريستي اشرار تحت حمايت امريكا و انگليس مشهوريت زيادي به دست آورده.

هرچند تو اين چند ماه، زياد خبرهاي مربوط به سردار رو مي خوندم ولي تنها چهره اي كه از او در ذهن داشتم يك عكس كوچك و بي كيفيت با لباس پاسداري بود.

تا اينكه  يك مرتبه در يكي از برنامه هاي سپاه ديدمش.

وقتي اون هيبت رو در قامت يك آدم كت و شلواري ديدم اصلا نشناختم.

چه برسه به اينكه اون رو به جا بيارم.

شايد اگر كسي اون روز از من در مورد اين فردي كه ديدم مي پرسيد، مي گفتم از كشاورزان يا كارگرانيه كه در سپاه هم مشغول بوده!

خصوصا اينكه وقتي با او دست دادم دستان "بزرگ" و "زبر" او با آن اسم غلط اندازش جايي براي شك و شبهه نمي گذاست: "نورعلي"!

4- وقتي اون دوست ازم پرسيد "خبر سردار شوشتري رو شنيدي" فكر كردم فرمانده نيروي زميني شده و وقتي گفت در يك عمليات انتحاري شهيد شده يك لحظه جا خوردم.

5- از اون ادم هايي بود كه تموم زندگيش رو براي انقلاب در سپاه خرج كرده.

تو اون لحظه نمي دونم چرا فقط اسمش تو ذهنم اومد: "نورعلي"!

6- چند ماهي ميشد كه در جنوب شرق كشور مستقر بود و تلاش هاي زياد ما هم براي انجام مصاحبه با او به جايي نمي رسيد.

زندگي با مردم محروم و مظلوم سيستان از او رستمي ساخت كه ديگر براي اشرار قابل تحمل نبود.

خصوصا اينكه نورعلي توانسته بود سران عشاير و قبايل شيعه و سني را در اين منطقه به هم نزديك و در يك خط براي تامين امنيت جنوب شرق كشور قرار دهد.

جنايت اشرار در تاسوكي در سال 84، حمله آنها به اتوبوس بچه هاي سپاه در سال 85، انفجار بمبي در مسجد امام علي زاهدان در آستانه انتخابات از جمله اقدامات گروهك هاي ضد انقلاب بود كه نورعلي 61 ساله رفته بود جلوي تكرار آنها را بگيرد.

مي خواست علاوه بر ايجاد اتحاد بين سران شيعه و سني عشاير و قبايل منطقه، از پاشيده شدن بذر نفاق بين آنها جلوگيري كند اما...

6- امروز دوشنبه صبح در مراسم معارفه رييس جديد سازمان بسيج مستضعفين شركت كردم. فرمانده سپاه كه به وضوح از شهادت نورعلي ناراحت بود و در زمان پخش كليپي از او، اشكي هم ريخت، آمريكا انگليس و پاكستان را پشت صحنه اين اقدامات دانست و وعده انتقام داد.

از برنامه كه برگشتم روي دكه روزنامه فروشي ها پر بود از عكس نورعلي و هر روزنامه اي از ديد خود، تيتري براي شهادت او انتخاب كرده بود اما تقريبا همگي آنها بر يك واژه اتفاق نظر داشتند: وحدت!

نورعلي به حق شهيد وحدت بود.

"قرار بود با سران قبايل ديدار كند ولي موعد ديدارش با خدا رسيد..."

7- دوست دارم برم يه جاي خلوت و حسابي گريه كنم!

وقتي ميگن شهادت كمترين مزد يك فرده، يعني اون آدم بايد چه خصوصياتي داشته باشه؟

فردا سه شنبه پيكر سردار از مقابل نيروي زميني سپاه در تهران تشييع ميشه!

دوست دارم بدونم از اون قامت رشيد چقدر باقي مانده!

نورعلي از اون دست شهداييه كه با ديدن عكسش بدجوري دلم مي شكنه!

چرا؟

نمي دونم!

همين

تويي كه نمي شناسمت!!!

السلام علي اشلائكم المقطعه

مجاهد شهادت طلب، حسن ابوزيد

شايد اشغالگراني كه در كمال آرامش و براي خريد به بازار شهرك صهيونيست‌نشين الخضيره آمده بودند، فكرش را هم نمي‌كردند كه ديگر به خانه برنخواهند گشت و سرنوشت شومي چون مرگ در انتظار آنهاست.
اما خدا در كمينگاه ستمگران است و اين كمينگاه در چهارم آبان سال 1384 بازار شهرك صهيونيست‌نشين الخضيره بود...

مجاهد شهادت طلب، حسن ابوزيد

ماجرا از اين قرار بود كه در آبان ماه سال 1384 يكي از فرماندهان شاخه نظامي جنبش جهاد اسلامي فلسطين (قدس) به نام «لوي السعدي» در كرانه باختري، توسط نظاميان ارتش صهيونيستي ترور و به شهادت رسيد.
جنبش جهاد در پاسخ به ترور فرمانده خود تصميم به انجام عمليات تلافي‌جويانه گرفت و اجراي اين عمليات نيز به جواني 21 ساله اهل روستاي قباطيه جنين به نام «حسن ابوزيد» سپرده شد.
منطقه عمليات يكي از بازارهاي شهرك صهيونيست‌نشين الخضيره در 40 كيلومتري تل‌آويو بود و مجري شهادت طلب اين عمليات مي‌بايست كمربند انفجاري خود را در ميان اشغالگران قدس و اشغالگران سرزمين مادري خود منفجر مي‌كرد. عملياتي كه كمتري هزينه آن براي مجري عمليات، كشته شدن بود.
حسن ابوزيد در ساعت مقرر در روز چهارشنبه 4 آبان 1384 در محل انجام عمليات حاضر شده و با فشردن دكمه كمربند انفجاري، دست كم 5 اشغالگر را كشته و دهها تن ديگر را مجروح كرد.

گوشه هايي از جهنمي كه خدا براي اشغالگران تدارك ديد

شايد مرگي چنين ميانه ميدان، از جمله كارهايي باشد كه جوانان فلسطيني آن را به بهترين شكل انجام داده و از قبل آن به نتايج خوبي نيز دست پيدا كرده اند.
با انجام عمليات‌هاي شهادت طلبانه توسط مجاهدان فلسطيني و ايجاد فضاي رعب و وحشت براي اشغالگران قدس شريف، ديگر كسي براي آنها فرش قرمز پهن نخواهد كرد، معابر، بازارها، خيابان، ايستگاه‌هاي اتوبوس و حتي نقاط ايست و بازرسي، هيچ كجا براي آنها امن نيست و كساني كه آمده بودند تا هزار سال عمر كنند، اكنون خود را در يك قدمي لبه پرتگاهي مي‌بينند كه برايشان وعده‌اي جز مرگ ندارد...

* اين مسابقه هم تمام شد و تنها افراد اندكي توانستند به جواب آن اشاره اي داشته باشند.

راستي دليل اينكه چنين شهداي عزيزي در بين جوانان ايراني (حتي

مذهبي‌ها) ناشناخته اند، چيست؟

* كساني كه به جواب مسابقه اشاره كرده اند در كامنتها مشخص شده و بگويند چطور جوايز را برايشان ارسال كنيم.

همين