هفتهنامه «شهروند امروز» در يكي از گفتگوهاي شماره هفته گذشته خود (10 شهريور 87) ظاهرا قرار بوده تا يك بار ديگر پاچه رييس دولت نهم را بگيرد اما اين بار از طريق ديگري وارد شد؛ تخريب شهيد رجايي!
گفتگو با فرزند شهيد رجايي بي گمان يكي از اجحاف هايي است كه در حق اين شهيد بزرگوار شده است. مصاحبه اي كه تلاش دارد تا با تحريف شخصيت شهيد رجايي تصوير اصلي اين شهيد بزرگوار را در اذهان جامعه مخدوش كند تا بلكه از اين طريق بتواند به هدف اصلي خود يعني تخريب رييس دولت نهم برسد.
فرزند شهيد رجايي در حالي پس از نزديك به سه دهه سكوت، دست به افشاگري عليه پدر مي زند(!) كه دولت نهم سعي دارد تا شهيد رجايي را به عنوان الگوي حكومتي و رفتاري خود قرار دهد.
در ابتداي اين مصاحبه به وضوح هدف اصلي نمايان شد. آنجا كه مي گويد: «برخي سياستمداران در تلاشند تا چهرهاي شبيه به او (شهيد رجايي) در سياست از خود به نمايش بگذارند و خود را يك شبه اشبه به رجايي معرفي كنند.»
فرزند شهيد رجايي كه به گفته خود در زمان شهادت پدر تنها ده ساله بوده و نمي توانسته خاطرات زيادي از پدر داشته باشد به اظهار نظرهايي در مورد پدر پرداخته كه قبول آن براي يك عقل سليم (و نه تنها براي يك دوستدار شهيد رجايي) بسيار سخت است.
وي در قسمتي از مصاحبه خود مي گويد: «(پدر) مجبور بود كه چنان ظاهري داشته باشد تا مردم به حرفش گوش كنند وگرنه كسي به سخنان يك چهره كراواتي گوش نميكرد. وگرنه وقتي پدر شهيد شدند، چند دست كت شلوار در خياطي داشتند كه تحويل نگرفته بودند.»

منزل رييس جمهور مكتبي رجايي كه به گفته پسرش به خاطر «رعايت شرايط آن زمان» آن را انتخاب كرد!!!
و يا اينكه: «ما بچه جنوب شهر نبوديم. ولي پدر شرايط روز را ميسنجيد. باباي من قبل از نخستوزيري آستين كوتاه ميپوشيد و به توصيه مشاورانش و براي رعايت شرايط آن زمان بود كه لباس آستين كوتاه نميپوشيد.»
و يا «خانواده ما زندگي در خيابان عينالدوله را تجربه كرده بود و پس از اين تجربه بود كه سادهزيستي را انتخاب كرده بود. خانه ما از ابتدا در نازيآباد نبود. ما در باغ جواهري در خيابان ايران زندگي ميكرديم. محلهاي كه البته اصالت و وجاهت مذهبي داشت. سادهزيستي آقاي رجايي انتخابي آگاهانه بود. اينطور نبود كه ايشان ذات زندگيشان همين باشد و راه ديگري جز سادهزيستي نداشته باشند.»

اتاق منزل رييس جمهور مكتبي رجايي
اولين چيزي كه اين مصاحبه به خواننده القاء مي كند، «دو رويي» و «عوامفريبي» شهيد رجايي است.
از جملات مصاحبه كمال رجايي (پسر شهيد رجايي) اين بر مي آيد كه با اينكه شهيد رجايي خود از طبقه مستضعف نبوده (بنا بر گفته پسر ايشان) ولي براي فريب مردم كه فرزندش آن را «رعايت شرايط آن زمان» اعلام مي كند، دست به چنين كارهايي زده و تنها اداي مستضعفين را در مي آورده در حالي كه پسر ايشان ادعا مي كند كه «وقتي پد شهيد شدند، چند دست كت شلوار در خياطي داشتند كه تحويل نگرفته بودند.»
و اين يعني داشتن ظاهري مستضعف و باطني مرفه براي فريب مردم.
كمال رجايي در جايي ديگر مي گويد: «ما سادهزيست به اين معنا كه امروز ترويج ميشود نبوديم. ده ساله كه بودم پدرم ميخواست براي من موتور بخرد و مادرم بهدليل خطرناك بودن مخالفت كرد.»
اين يكي ديگر از همان حرف هايي است كه هيچ عقل سليمي آن را قبول نمي كند. آخر يكي نيست به اين آقا بگويد امروز هم كسي براي فرزند ده ساله خود موتور سيكلت نمي خرد چه برسد به سال 60 و آنهم چه كسي ؟ شهيد رجايي!

رييس جمهور مكتبي رجايي در ميان اقشار مردم مستضعف
تصويري كه همسر و فرزند شهيد رجايي و البته شهروند امروزي ها كوشيده اند از شهيد رجايي به خورد جامعه بدهند، قطعا با معيارهاي امام و رهبري درباره ساده زيستي مسئولان نيز صد درصد در تعارض است و به خوبي مشخص است كه غبار حب و بغض ها آنقدر جلوي چشمان اينان را گرفته كه از تخريب اسوههاي يك ملت درجهت اميال جناحي خود حيا هم نمي كنند.
البته اين گونه اظهار نظرها از سوي خانواده شهيد رجايي مسبوق به سابقه است.
پيش از اين نيزدر انتخابات دور هشتم رياست جمهوري همسر شهيد رجايي در حالي خاتمي را شبيه ترين فرد به شهيد رجايي معرفي كرد كه ريخت و پاش هاي دولت وي زبانزد خاص و عام بوده وهست و اين نشان مي دهد تا چه اندازه اين مادر و فرزند، شهيد رجايي را براي رسيدن به اهدافي كه بي گمان آبشخور آن جاي ديگري است، مصادره كرده اند.
گويا خانواده شهيد رجايي فراموش كرده اند كه همسر و پدرشان رييس جمهور يك ملت و متعلق به همه جامعه بوده است و تنها پدر خانواده رجايي نيست كه آنها بخواهند هر طور كه دوست دارند ايشان را براي ما توصيف كنند.
بايد تاسف خورد براي خانواده شهيد رجايي كه براي رسيدن به اهداف دون شان خود حاضرند تا چهره يكي از شريف ترين مسئولان نظام اسلامي و پدرشان را اينگونه لجن مال كنند.

اين است سرانجام فرزندان خميني...
من هم با كمال رجايي موافقم، حق با شماست، همان بهتر كه ساكت باشي...!