غزه و لبنان چیه؟
شما خری! نمی فهمی!
خیلی ها درفشانی های مودبانه جناب محتشمی پور در جوار حرم حضرت زينب (علیها سلام) را منتشر کردند اما با این حال دلم نیامد من هم از فیض انتشار این دو واحد کلاس اخلاق صرف نظر کنم. به راستی که خدا در کمین ستمکاران است . یک روز رییس جمهور مملکت را حرامزاده می خوانند و یک روز مخالفان خود را خر و بی شعور خطاب می کنند. مدعیان سبزی که پرچم ادبشان را چند ماه است بر سر خرد وکلان این مملکت می کوبند، بروند افتخار کنند که چنین بزرگان و ادیبانی را در کنار خود دارند.این مطلب را از وبلاگ برادرم داوود آبادی به امانت گرفتم و عینا نقل می کنم ، فقط از طرف خودم این بیت را هم که سروده استاد علی رضا قزوه است هدیه می کنم به خوانندگان عزیز مرصاد:
هر کس که دم زد از ادب مرد، حرف بود
هر کس که فحش داد به فیض ادب رسید
پنجشنبه شب 23/7/1388 هنگامی که "علی اکبر محتشمی پور" رئیس کمیته صیانت آراء میر حسین موسوی و از سران آشوب های بعد از انتخابات ریاست جمهوری، جهت شرکت در کنفرانس سازمان های مردم نهاد حامی فلسطین که در سوریه برگزار می شد، به دمشق آمده بود، در حرم حضرت زینب (س) مورد سوال دو خبرنگار ایرانی قرار گرفت.

محتشمیپور که شدیدا تلاش داشت مردم او
را نشناسند و به همین خاطر در صحن حرم، عمامه را از سرش بر می داشت، با
روبه رو شدن با خبرنگاران ایرانی، عصبانی شد و از پاسخ دادن به سوالات
آنان که در کمال تعجب می دیدند حامی شعار صهیونیستی "نه غزه، نه لبنان"
حامیان موسوی، به عنوان رئیس جمعیت حامیان فلسطین به دمشق آمده است، طفره
رفت.
محتشمیپور در حالی که شدیدا عصبی شده بود، سعی داشت با متبسم
نشان دادن چهره، خود را خون سرد نشان دهد که این شگرد با تلاش او برای
قاپیدن ضبط خبرنگار، خنثی شد.
خبرنگاران که خواستار روشن شدن مواضع
محتشمی در برابر فلسطین و لبنان بودند، از او خواستند که بگوید چرا تا
چندی پیش فلسطین و لبنان در اولویت اعتقادی امثال او بود ولی امروز، همراه
و همگام با همه ضدانقلابیون و از همه بدتر بلندگوهای رژیم صهیونیستی، به
نفی همه آرمان های امام خمینی (ره) پرداخته است.
این برخورد محتشمیپور
نشان گر این مسئله است که برخی افراد، برای دست یابی به منافع و مصالح
شخصی خود، حاضرند آرمان ها و اعتقاداتی را که زمان برای آن تا پای جان
مایه گذاشتند، امروز به سادگی قربانی کنند.
لازم به ذکر است که علی
اکبر محتشمیپور سفیر اسبق ایران در دمشق، مدعی است که "حزب الله لبنان"
را او پایه گذاری کرده و از فعالان عرصه فلسطین نیز می باشد. وی که هنوز
رئیس جمعیت حامیان فلسطین است، هنگامی که در دهه 60 از مدافعین سرسخت
آرمان های لبنان و فلسیطن بود، در توطئه بمب گذاری صهیونیست ها در بسته ای
که برای او فرستاده بودند، در راه آرمان های برحق امام خمینی (ره) در دفاع
از مظلومان فلسطین و لبنان، به شدت مجروح شد که قطع یک دست از مچ و جراحات
بسیار دیگری را برای او به دنبال داشت.
محتشمیپور از جمله افرادی است
که آمریکا و صهیونیست ها به دلیل ضرباتی که از حضور او در لبنان و سوریه
در دهه 60 خوردند، به شدت از او عصبانی هستند و وی از اولین نفرات لیست
"سازمان سیا" و "اف .بی .آی" آمریکا برای ربودن یا ترور می باشد.
در
هنگامه انتخابات دهم ریاست جمهوری، محتشمیپور همچون موسوی و کروبی، به
سادگی همه آرمان ها و اعتقاداتش را در پای قدرت فدا کرد و با سر دادن شعار
صهیونیستی "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" سعی کرد تا لبخند دشمنان
دیرین خود را بطلبد!
متن کامل گفت وگو با علی اکبر محتشمیپور:
م ـ حاجی سؤال منو جواب میدید؟
محتشمیپور: اینجا جای دعا و ...
م
ـ حاجی دعا چیه؟ دعا باید اثر داشته باشه. ما دین رو از شما یاد گرفتیم.
انقلاب رو از شما یاد گرفتیم. استکبارستیزی رو از شما یاد گرفتیم، اون
وقت طرفدارای شما میان توی خیابونای تهران داد میزنن میگن: نه غزه، نه
لبنان، جانم فدای ایران. شما هم که دم از فلسطین میزنین، من نمیتونم این
تعارض رو حل کنم.
محتشمیپور: جواب ندارم بدم؛ چون شما نمیفهمی.
م ـ من نمیفهم؟! من جوان جویای جوابم.
محتشمیپور: اگه شعور داشتی میفهمیدی.
م ـ با طرفداراتون هم ...
محتشمیپور: برو اون ور ...
م ـ من موندم کروبیای که زن شهدا رو صیغه میکرده ...
محتشمیپور: برو از کروبی بپرس.
م
ـ چه فرقی داره؟ حضرتعالی رئیس کمیته صیانت از آرای اون بودی! جواب سوال
های منو کی باید بده؟ این گندی که زدید به مملکت و حیثیتش رفت و ...
محتشمیپور: به تو چه ربطی داره؟
م ـ یعنی چی چه ربطی داره؟ شما که توی ایران نیستید کسی از شما سؤال کنه ...
محتشمیپور: تو ایران باهات صحبت میکنم.
م ـ شما اصلا جرات میکنی پات رو بذاری ایران؟
محتشمیپور: عجب خری هستی! من فردا ایرانم ...
م ـ ا، یعنی چی میگی خری؟
محتشمیپور: خب معلومه دیگه این جور که حرف میزنی همینه دیگه ...
م ـ جواب منو نمیدی؟
محتشمیپور: به تو جواب نمیدم.
م ـ آهان... همهتون همینید. اون میرحسینتون هم یکبار نیومد مصاحبه کنه به کسی جواب پس بده.
محتشمیپور: شما انسان هستی یا نیستی؟
م
ـ من خبرنگارم، دنبال جواب سوالم میگردم. الان هم دارم صدات رو ضبط
میکنم. چهار روز دیگه میذارم روی سایت. درست حرف بزن، شما یک زمانی
وزیر کشور بودی.
د: حاجآقا جلوی موج سبزیها هم همین جوری صحبت میکنی؟ بهشون میگی خرید؟ شما که به مخالف خودت میگی خری، نمیفهمی؟
م ـ هم عکست رو گرفتم، هم صدات رو ضبط کردم. باید مردم بفهمند با یک سوال کننده چطور حرف میزنید.
محتشمیپور: هر کاری میخوای بکنی بکن.
د: حاج آقا امام را ارزان فروختی به موسوی و کروبی ...
محتشمیپور: شما که بلدید از این کارها بکنید. برید بکنید.
د: از دستت خجالت بکش حاجآقا، دستت رو برای چی دادی؟ برای کروبی دادی؟ برای زندان زنان کروبی دادی؟
محتشمیپور: شماها که میتونید همه کاری بکنید.
د: شما که بدتر از همه هر کاری میتونید بکنید. خدای این کارهایید.
محتشمیپور: من حرفی ندارم با شما بزنم.
م ـ ما حرف داریم با شما.
محتشمیپور: بزنید. شما که دارید، روزنامه دارید، تلویزیون دارید.
م ـ شما هم ...
محتشمیپور: اینترنت دارید...
م ـ اینترنت که مال اربابهای شماست. مال یو اس آ ست.
د:
مگه شما نداشتید؟ مگه شما گوگوش رو، اکبر گنجی رو ندارید. از این گندهتر
میخوایید؟ اون ها که دارن حرفهای شما رو میزنن. الان شما امامتون شده
گوگوش. مگه نشده حاج آقا؟ شما همه افتخارتون به اینه که گوگوش اومده سبز
میپوشه. همه عشق آقای موسوی مگه این نیست؟
محتشمیپور: شما که این جور متهم میکنید ...
د:
متهم نمیکنیم. خودتون میگید. شما از زندان زنان کروبی خبر نداری؟ از
فسادهای کروبی توی بنیاد شهید خبر نداری؟ همه رو میدونی ...
محتشمیپور: شما هی فحش میدید ...
م ـ ما کی فحش دادیم. شما به من گفتی خر. من به شما گفتم سوال دارم دنبال جواب سوالم هستم.
محتشمیپور: مگه شما آزاد نیستی که سوال کنی؟
م ـ مگه شما دستت رو برای لبنان ندادی؟
محتشمیپور: به شما چه ربطی داره دستم رو برای چی دادم؟
م ـ نه غزه نه لبنان یعنی چی؟ شما به ما یاد داد دادید استکبار ستیزی رو.
محتشمیپور: من هر کاری کردم به خاطر خدا کردم.
م ـ به خاطر خدا هم خلافش رو انجام میدید؟
(در این زمان محتشمی پور با عصبانیت دست انداخت تا ضبط صوت را از خبرنگار بقاپد.)
م ـ ا. حاجی این یه دونه که نیست که ماها معمولا چند تا از اینها داریم. رکوردر من رو هم که بشکنی چیزی عوض نمیشه ...
د: شما با سعید حجاریان و خسرو تهرانی چه فرقی داری؟ از خون رجایی گذشتید به خاطر خسرو تهرانی؟
م
ـ ببین ... این مردمی که اومدن این جا برای زیارت، یک نفرشون سبزی نیستن.
خدا شاهده اگر داد بزنم که این رئیس کمیته صیانت از آرای کروبی و موسویه،
تیکه بزرگهات گوشته. این جوری هستن مردم. طرفدارای شما توی شمال تهران
دارن الواط بازی درمیارن.
د: دینت رو مجانی فروختی حاج آقا ... برو عاقبتت رو خدا به خیر کنه.
(در
این زمان محتشمی پور با عصبانیت راهش را کشید و به طرف بیرون حرم رفت و
همراه با میزبانان پاکستانی اش سوار بر ماشین مدل بالایی شد و رفت.)
سگ کشی در انصاریه!
این بیچاره های فلک زده ۱۰ سال پیش یه غلطی کردن که بد جوری رفت تو پاچشون!
قضیه بر می گرده به ۱۰ سال قبل:
۵ سپتامبر ۱۹۹۷، ساعت ۰۰:۱۰ بامداد، روستای انصاریه (جنوب لبنان).
یه تیم ۱۶ نفره از کماندوهای دریایی ارتش اسراییل موسوم به "شیطت ۱۳" برای انجام عملیاتی از طریق بندر صور وارد خاک لبنان شدن.
۱- دریای مدیترانه ۲- گروه چهارم از نیروهای مقاومت
۳- جاده صیدا - صور ۴- گروه سوم از نیروهای مقاومت
۵- گروه اول از نیروهای مقاومت ۶- گروه دوم از نیروهای مقاومت
۷- به طرف روستای لوبیه ۸- به طرف باغ پرتقال
اگه بهتون بگم ماموریتشون چی بوده از خنده روده بر می شید. ولی چاره ای نیست. میگم اما باید قول بدید که مسخرشون نکنید...
این آقایون که خیر سرشون از "نینجا" ترین نیروهای آموزش دیده اسراییل بودن می خواستن (خدایا ببخش! نمی خوام مسخره کنم!) می خواستن چنتا از فرمانده های مقاومت اسلامی رو بدزدن و با خودشون ببرن!!!
خلاصه این کماندوهای قصه ما که خودشونو ختم ...های عالم می دونستن، هنوز سه کیلومتری از راه رو طی نکرده بودن که خوردن به تور بر و بچس حزب الله.
حالا نگو که بروبچس حزب الله از قبل منتظرشون بودن و ۴ تا بمب پدر و مادر دار براشون آماده کرده بودن. همین که آقایون کماندو رسیدن به این بمبها، دنیا رو سرشون خراب شد.

تو همون لحظات اول، جناب سرتنگ ،ببخشید ،سرهنگ "یوسی گوراکین"، فرمانده گروه به همراه تعدادی دیگه در جا سقط شدن و بقیه هم زخمی!

اونایی که هنوز نیمچه جونی داشتن شروع کردن به درگیری با مجاهدان مزاحم!
خلاصه سرتونو درد نیارم، خیلی طول نکشید که از اون گروه کماندوی بارون دیده!!!، ۳ تا زخمی و فقط یه نفر سالم موند. اونم بیسیمچی گروه بود که دهن گشادشو باز کرد و خبر داد که چه گندی بالا اومده!


به محض راپورت خبر، هلی کوپترا سر و کلشون پیدا شد. حالا تو اون گیر و دار مگه می شد نشست! با هر زحمتی بود تونستن لش سربازاشون رو بردارن و گورشون رو گم كنن. اما با این حال یه تیکه پاره هایی از جنازه ی نینجاها باقی موند،مثل عکس پایینی.

این عکس منحصر به فرد مربوط میشه به یکی از همین کماندوهای واحد "شیطت ۱۳ " که در نبرد انصاریه به این روز افتاد (دندش نرم، به نقشه نگاه کنید تا بفهمید این یارو وقتی به این روز افتاده تو چند کیلومتری عمق خاک لبنان بوده! با متجاوز باید چی کار کرد؟اینو واسه اونایی نوشتم که دلشون زیادی نازکه و النگوهاشون زود میشکنه) من که خودم به شخصه خیلی با این عکس حال کردم و اصلا همین عکس بود که باعث شد تا این پست رو براتون بذارم. این عکس تو تاریخ اسراییل نمونه نداره .حالا...
یه سوال:
هرکی تونست بگه این عکس ماله کدوم یک از این کماندوهای "مدروک" (اسم مفعول ،از مصدر "درک") است؟
(خوب نگاه کنید... عمرا نتونید بگید!)
همزمان با "عملیات انصاریه" خیابون "بن یهودا" توی شهر قدس غربی به وسیله ی یه شهادت طلب فلسطینی به جهنم تبدیل شد و نتیجه ی عملیات استشهادی اون به درک رفتن ۱۶ تا اسراییلی بود.با این حساب کشته های صهیونیست تو یه روز به ۲۸ نفر رسید.
اسم مجری عملیات "خلیل ابراهیم شریف" و از بر و بچس "یگان های قسام"بود.این هم نتیجه ی شیرین "انسجام اسلامی" بین مجاهدان شیعه ی حزب الله . مجاهدان سنی فلسطینی بود که بد جوری دمار اسراییلی ها رو درآورد.شادی روحش صلوات
...........................................................................................................................................
بعد التحریر:
۱- بنیامین نتانیاهو رو که می شناسید، از اون حرومزاده های روزگاره، که اون موقع نخست وزیر اسراییل بود.
این آقا بعد از گندی که بالا اومد، گفت:
"حادثه پیش آمده خیلی اندوه برانگیز است...
این یکی از بدترین قجایعی است که ما با آن مواجه شدیم. مبالغه نمی کنم اگر بگویم ما بهترین نیروهایمان را در(این عملیات) از دست دادیم. چنین روزی همیشه برای ملت اسراییل یادآور اندوهی بزرگ است..."
اسحاق مردخای، وزیر جنگ وقت هم كه می خواست حرفی زده باشه، گفت:
"این عملیات در جایی انجام شد که فرض می شد سطح آمادگی و حساسیت در آن پایین خواهد بود. همه احتیاط های لازم برای تضمین موفقیت عملیات اتخاذ شد اما من نمی دانم که مشخصا چرا جنین اتفاقی افتاد..."
۲- اسراییلیا اسم عملیات رو گذاشته بودن "سرود سپیدار" (خاک بر سرشون با این اسم)
حزب الله هم البته این عملیات را به ياد سردار شهيد سید عباس موسوی، "فخ العباس" (کمین عباس) ناميد که 6 سال قبل از این عملیات در منطقه ای نزدیک همین جا توسط هلی کوپتر های آپاچی ارتش اسراییل به شهادت رسید.
۳- به نظر من بر و بچس حزب الله هم کار درستی نکردن! چرا؟ چون هرچی هم که باشه اینا برای خودشون مثلا کماندوهای ویژه نیروی دریایی ارتش شکست ناپذیر اسراییل بودن و برای خودشون (به قول دکتر شریعتی) اهن و تلپی داشتن! درست نبود باهاشون این طور برخورد می شد!
۴- از سقط شدن کماندوهای اسراییلی عکسای باحال دیگه ای هم داشتم که نذاشتم تا یه وقت تو این ماه عزیز ضعف نکنید! حزب الله تموم اون تیکه های باقی مونده از کماندو های اسراییلی رو با اسرای لبنانی و فلسطینی مبادله کرد.
یا حق
بازگشت يك ابرمجاهد

بالا خره مسابقه ما هم تمام شد . و اما این آدم خفن کسی نیست جز سردار دل و جیگر دارای خاور میانه "حاج عماد". اسم کاملش هم "عماد فائز مغنیه" است . این آدم شلواری از آمریکا یی ها کنده که
در به در دنبالشن. عکسی که بالا براتون گذاشتم مر بوط به اعلامیه پلیس فدرال آمریکا(اف - بی - آی )برای دستگیری "عماد مغنیه" است. روی اعلامیه به زبون خارجکی نوشته :
تاريخ تولد: سال ١٩٦٢
محل تولد: لبنان
بلندي قامت: ۵ پا و ٧ اينچ
وزن: نامعلوم
جثه: نامعلوم
رنگ مو: خرمائي
رنگ چشمان: نامعلوم
رنگ چهره: نامعلوم
جنسيت: مذکر
مليت: لبناني
شغل: نامعلوم
زبان: نامعلوم
علائم مشخصه: ندارد
اسم مستعار: حاج
وضعيت: متواري
گفته ميشود که مغنيه رئيس تشکيلات امنيتي سازمان تروريستي حزب الله لبنان است و تصور ميرود که در لبنان به سر ميبرد.
وي به اتهام توطئه براي سرقت هواپيما، گروگانگيري، راهزني هوائي منجر به قتل، دخالت در کار خدمه هواپيما، قرار دادن وسيله منفجره درون هواپيما، همراه داشتن مواد منفحره در داخل هواپيما، و حمله به مسافران و کارکنان هواپيما، راهزني هوائي منجر به آدمکشي، راهزني هوائي، گروگانگيري، مداخله در کار کارکنان پرواز، و قرار دادن مواد منفجره درون هواپيما، قرار دادن وسائل انفجاري درون هواپيما، حمله در داخل هواپيما به قصد ربودن آن بوسيله اسلحه خطرناک که منجر به جراحات شديد شده ومعاونت و همدستي در جرم تحت تعيقب قرار دارد.
براي "عماد فائز مغنيه" به خاطر نقشش در طرح نقشه و مشارکت در ربودن يک هواپيماي تجاري در تاريخ ١٤ ژوئن ١٩٨۵ که به حمله به مسافران و خدمه گوناگون هواپيما و کشته شدن يک شهروند آمريکا منجر شد کيفرخواست صادر شده است.
آقایون! خانوما!
توجه داشته باشید، این چیزایی که خوندید از زبون آمریکایی هاست. این یانکی های بی پدر و مادر به هرکی جیگر کنه بهشون بگه بالای چشتون ابرو می گن تروریست!
کیه که ندونه تو همه عملیاتای عماد مغنیه، یا کماندوهای حرومزاده آمریکایی کشته شدن یا مامورای سیا که تو لبنان بودن. این هواپیما ربایی که تو اعلامیه اف بی آی اومده خیلی برای آمریکایی ها سنگین تموم شده. آخه مجبور شدن سرنشینای هواپیما رو با ۷۰۰ تا زندانی لبنانی که اسیر دست اسراییلی ها بودن مبادله کنن. این بزرگترین مبادله اسرا بین لبنانیا و اسراییلی ها تا اون موقع بود. تو این هواپیما ربایی یکی از تفنگدارای آمریکایی(مارینز) که می خواست حاج عماد رو خلع سلاح کنه هم کشته شد. بدبخت اسکل!
توی پايگاه اطلاع رساني سازمان سيا در باره ی" حاج عماد" نوشتن: دو دهه است كه عماد مغنيه سر نخ عمليات هاي ضدغربي شيعي را در دست دارد ميدان فعاليت اين مرد تمامي جهان است پيش از بن لادن هيچكس به اندازه مغنيه عمليات تروريستي عليه هدفهاي غربي انجام نداده است. وي در عملیات انتحاری (استشهادی) علیه سفارت آمريكا در لبنان در سال 1983 و ستاد مركزي تفنگداران آمريكايي در بيروت، حمله به ستاد نظامي اسرائيل در لبنان و سفارت اسرائيل در آرژانتين در سال 1992 و انفجار در مركز همياري يهود در بوئنوس آيرس در سال 1994 نقش رهبر عمليات را داشته است.
چند وقت پیش یه یارویی که نويسنده و مامور ارشد عملياتي سازمان سيا بوده و حالا بازنشسته شده به فاكس نيوز گفته بود: بخش تروريستي حزب الله را نصرالله اداره نمي كند و اين بخش در اختيار عماد مغنيه است. وي دومين فرد در اين سازمان به شمار مي رود. وي زماني كه در دهه سوم زندگي خود قرار داشت حملات خود را آغاز كرد. اما رابطه مغنيه و القاعده نزديك نيست ...القاعده و مغنيه نمي توانند با يكديگر كار كنند، چون اهداف متفاوتي دارند. مغنيه به ايراني ها وفادار است و با نصرالله كار مي كند، اما با نهادهاي اطلاعاتي و امنيتي ايران هم همكاري دارد ...
هفته نامه آمريكايي نيوزويك توی یکی از شماره های خودش نوشته : كاخ سفيد احتمال بازگشت عماد مغنيه به صفوف عملياتي حزب الله لبنان را درصورت حمله به ايران محتمل مي داند.
اين هفته نامه با تيتر «هراس آمريكاييها از بازگشت يك ابرتروريست» نوشته: قبل از اسامه بن لادن نام عماد مغنيه تروريست وابسته به حزب الله لبنان در صدر ليست تروريست هايي بود كه آمريكاييها از او مي ترسيدند و به عنوان خطرناكترين تروريست جهان از او حساب مي بردند، اما هم اكنون آمريكاييها از آن هراس دارند كه اين "ابرتروريست" باز گردد.
(البته امریکایی ها خیلی غلط می کنن به حاج عماد ما بگن "ابر تروریست" ایشون "ابرمجاهد" و "ابر شلوارکن" آمریکایی ها و اسراییلی ها هستن)
نيوزويك نوشته: يكي از عوامل سيا كه به تازگي بازنشسته شده است درباره اين موضوع گفت، شكي نيست كه در صورت رويارويي آمريكا با ايران، حزب الله از مغنيه استفاده خواهد كرد. مغنيه اين روزها درطراحي برنامه هاي عملياتي حزب الله فعاليت مي كند و به عنوان تهديدي جدي تلقي مي شود.
اين هفته نامه ی پر هارت و پورت آمريكايي از قول یکی از گنده جاسوس های حرومزاده ی سيا نوشته: مغنيه مسئول عمليات خارجي حزب الله است و اف بي اي و ديگر سازمانهاي امنيتي غربي معتقدند حزب الله حتي در داخل خاك آمريكا مراكز بكارگيري عوامل جديد و جمع آوري كمكهاي مالي دارد.
این وسط یکی از حرومزاده های اسراییلی هم که فرمانده عملياتي گردان جليل ارتش اسرائيل در شمال فلسطین اشغالیه قد قد کرده که : مغنيه مغز متفكر همه عمليات نظامي حزب الله است.
اینم بگم که نیوزویک یه چیزایی هم ازقول يه مقام ايراني دراين باره نوشته که از این قراره: توجه آمريكايي ها به مغنيه نشان دهنده بي اطلاعاتي و سردرگمي آن ها درباره مسائل دروني حزب الله است. مغنيه بيش از يك دهه است كه هيچ عملياتي نداشته و حزب الله فرماندهي جديدي را براي امور عملياتي به كار گرفته است كه آمريكايي ها چيزي درباره آن نمي دانند و من هم در اين باره چيزي نخواهم گفت!
حاج عماد آدم خیلی بزرگیه اما اساسا امریکایی ها از هرکسی که دستشون بهش نرسه یه غول بی شاخ و دم درست می کنن!
یه بار دیگه اعلامیه اف بی آی رو ببینید، عکسشون که حداقل مال ۳۰ سال پیشه!
از ۱۵ مورد مشخصات فردیشونم ۶ مورد نامعلومه!!
تازه ببین جلوی اسم مستعار چی نوشتن: "حاج"!!!
اسگل ها نمی دونن که "حاج" اسم مستعار نیست!!!!
اینکه می بینید یانکی ها و اسراییلی ها این طوری از عماد تعریف می کنن، چون بدجوری گذاشتشون تو خماری!
راستشو بخواین هیچ کس نمی دونه حاجی الان چیکارست. حتی اسراییلی ها وسط جنگ ۳۳ روزه فیلمی منتشر کردن که تو اون گفتن عماد مغنیه فاطی بچه های حزب الله س. ما که فیلمو دیدیم. یارو شکل همه بود جز عماد خان!
در دشت فنا هرکه سفر داشته باشد
ره توشه همین بس که جگر داشته باشد
روبه صفتانند و گریزند رقیبان
خوشتر که ره عشق خطر داشته باشد
این عکس پایینی حاج عماد هم البته خیلی قدیمیه. چند روز آینده ۲، ۳ تا عکس باحال ازش براتون میذارم. البته می دونید که اینجور ادما با عکس و مکس حال نمی کنن!
یا علی!

این عکس مال اوایل دهه ی نوده
برو تو کف تیریپش
.....................................................................
اینم از برنده های مسابقه
۱- حسن روزی
۲- بی نشان
می تونید برید تو کامنتای مربو ط به مسابقه و جوابارو ببینید.
این ۲ تا رفیقمونم برای ما یه کامنت بذارن و بگن چطوری هدایا رو بهشون برسونیم حال می کنن!
هو حق!
شب وفات امامه. من که اصلاْ باور ندارم امام مرده. امام برا من زنده ست. می خوای باور کن می خوای نکن. اگرم فکر می کنی شعار میدم اصلاْ مهم نیست. مرده تویی! مرده منم! زنده اونیه که هنوز یه مشت جوون که اصلاْ ندیدنش به عشقش و به اسمش تو لبنان شلوار اسرائیلیا رو پرچم کردن! حالا من و تو دلمونو خوش کنیم که نفس می کشیم و شیعه ی امیرالمومنین هستیم.من ۱۴ خرداد می رم مرقد امام. اما نه واسه زیارت قبر امام. من واسه خودم نذر دارم یه کارایی رو حتماْ انجام بدم. اینم از اون نذرهاس! امام که اونجا نیست. امام تو دل و جیگر مردونه و با صفای همه ی عاشقاشه. یه جمله هم با آقایون مسولینی که همه چیزشان از امام است و حالا دم درآورده اند. حضرات ! شما که عمرا لای وصیت نامه امام رو هم باز نمی کنید. اما محض خاطر آخر و عاقبت خودتان هم که شده شرفیاب بشید و سری به فرمایشات آخر ایشون بزنید شاید خدا یه رحمی بهتون بکنه و اوضاعتون کمی بهتر بشه. اما م هم واسه امثال شما فرموده اند: «... من تكليف خود را كه هدايت است ادا كردم و اميد است به اين نصيحت [مسائلي كه در وصيتنامه نوشته شده]كه پس از مرگ من به شما مي رسد و شائبه قدرت طلبي در آن نيست گوش فرا دهيد و خود را از عذاب اليم الهي نجات دهيد...»
البته بنده شخصا هیچ امیدی به شما ندارم .
ای تو کله ی همه ی دشمنای خمینی
همه ی بروبچه های با عشق خمینی رو تو همه ی دنیا از شیکاگو تا بیروت عشق است.
یه عکس باحال از شاگرد توپ امام خمینی و سالار بروبچ مقاومت اسلامی لبنان.
شهید سید عباس موسوی. دبیر کل سابق حزب الله لبنان
یکی از بچه های مقاومت با تیریپ خفن هم در حال توضیح مراحل در آوردن شلوار اسرائیلی هاست!
تاریخ عکس احتمالاْ باید اواخر دهه ی ۸۰ میلادی باشه
به زودی براتون از سید عباس موسوی بیشتر می نویسم . ![]()
کیست آن لایی الایی یک لا جامه که چو شمشیر علی گرم کند هنگامه