
... امروز، روز پنجم است که در محاصره هستیم؛
آب را جیره بندی کرده ایم،
نان را، جیره بندی کرده ایم...
عطش، همه را هلاک کرده؛
همه را، جز شهداء،
که حالا کنار هم، در انتهای کانال خوابیده اند.
دیگر شهداء تشنه نیستند،
فدای لب تشنه ات، ای پسر فاطمه(س)....
(آخرين برگ از دفترچه يادداشت يكی از شهدای گردان حنظله)
همین



کلا دیماه رو زیاد دوست دارم چون پره از وقایع مهم:
سالگرد شهادت یحیی عیاش(که در پست قبلی ازتون پرسیدم و کسی جواب نداد)، سالگرد جهان پهلوان غلامرضا تختی، فرار شاه و...
ولی اونی که براش این پست رو گذاشتم چیز دیگری است.
خیلی کم پیش می آد که تو وبلاگ مطلبی رو سر تاریخ خودش بزنم.
چون مطلب طولانیه و پر از عکس، یکراست بریم سر اصل مطلب گمونم بهتر باشه...
می خواستم شعری برای جنگ بگویم
ديدم نميشود
ديگر قلم، زبان دلم نيست
گفتم:
بايد زمين گذاشت قلمها را
ديگر سلاح سرد سخن كارساز نيست
بايد سلاح تيزتری برداشت
بايد براي جنگ
از لوله تفنگ بخوانم
با واژه فشنگ
قیصر، بالنده ترین شاعر نسل انقلاب اسلامی بود و این صفت در این جا تنها معنایی تاریخی دارد و نه اعتقادی؛ بدین معنا که شاعری از نسل انقلاب اسلامی است که به صورت حرفه ای از 22 بهمن 1357 بدین سو شعر گفته باشد...
زیباترین اشعار او زمانی زاده شد که شاعر از همه تعهدات سیاسی خود فاصله گرفته بود. شعر به عنوان شعر (نه به عنوان ابزار ایدئولوژی) برای او موضوعیت پیدا کرده بود...
هفته نامه شهروند-شماره 23-صفحه ۴

روز گذشته به پیشنهاد یکی از دوستان قرار شد مطلب کوتاهی در مورد مرحوم قیصر امین پور بزنم، بهانه آن هم، همین عکس های قیصر در جبهه های جنگ شد و این که دیدم این همه تلاش برای کتمان این موضوع!!!
قیصر برای من تا جایی عزیز است که شاعر انقلاب باشد والا با شاعران خنثایی مثل سهراب سپهری فرقی ندارد. علی معلم دامغانی، سلمان هراتی، موسوی گرمارودی، سید حسن حسینی و حمید سبزواری تا وقتی برای من عزیزند که شاعر انقلاب باشند.
من نمی دانم، اگر منظور از نسل انقلاب همان طور که در مطلب فوق آمده، فقط از نظر زمانی است، که این چه ارزشی می تواند داشته باشد؟
من قیصررا دوست دارم چون عاشق امام بود
من قیصر را دوست دارم چون به انقلاب و نظام اسلامی ایران معتقد بود
من قیصر را دوست دارم چون شعر، برایش ابزار ایدئولوژی بود
من قیصر را دوست دارم چون زیباترین اشعار او زمانی زاده شد که شاعر از هیچ کدام از تعهدات سیاسی خود فاصله نگرفته بود
من قیصر را دوست دارم به خاطر این عکس ها و این شعر ها ولاغیر!




و این که می گویند مثلا قیصر در این اواخر از اعتقادات خود برگشته بود جوابی جز پوزخندی به پهنای همه تاریخ (به قول یکی از دوستان) ندارد. اگر مرد بودید وقتی زنده بود این حرف ها را می زدید!!!
باز هم اول مهر آمده بود
و معلم آرام
اسم ها را می خواند:
اصغر پور حسین
پاسخ آمد: حاضر
قاسم هاشمیان
پاسخ آمد: حاضر
اکبر لیلازاد
پاسخش را کسی از جمع نداد
بار دیگر هم خواند
اکبر لیلازاد
پاسخش را کسی از جمع نداد
همه ساکت بودیم
جای او این جا بود
اینک اما تنها
یک سبد لاله سرخ
در کنار ما بود
لحظه ای بعد معلم سبد گل را دید
شانه هایش لرزید
همه ساکت بودیم
ناگهان در دل خود زمزمه ای حس کردیم
غنچه ای در دل ما می جوشید
گل فریاد شکفت
همه پاسخ دادیم:
ما همه اکبر لیلا زادیم!!!!
شادی روحش صلوات
یه سوال:
هرکس تونست بگه ۱۵ دی سالگرد چه اتفاقیه؟
یه راهنمایی:
قبلا در این مورد یه مطلب مفصل زدم
به هرکس درست جواب بده، جایزه خوبی می دم
زیاد وقت ندارید
خوددانید...