|
درباره وبلاگ
ان ربک لبالمرصاد
(ای رسول) پروردگارت در کمین گاه (ستمکاران) است. فجر آیه 14 به یاد عملیات غرور آفرین "مرصاد" 1367 Yahoo ID: yahya95 پیوندهای روزانه
امنيت ملي كيلو چند؟ (پارتيزان)
خرامیدند و رفتند (عماد) «سبزوار» در محاصره مغولان (عماد) گمانم انتقاد از آل سبزی، حرام اندر حرام اندر حرام است (خبرنگار مسلمان) 9518 روز بي خبر از "حاج احمد" براي آن «عباس» كه در «دوران» ما به علقمه زد گلوي اسماعيل نهاجا در آسمان بريده شد نگاهي به دلايل مختلف مخالفان دفن شهدا در دانشگاه(آهستان) ×متن کامل وصیت نامه حضرت روح الله تمام پیوندها بر و بچ
سخنان مهجور حضرت روح الله
فرهاد گلزار (آثار کامل شهید آوینی) عماد یادداشت های خبرنگار مسلمان دوئل مرصاد امروز آهستان لنز کثیف کلاشینکف دیجیتال حدیث نفس فرزند ایران اسلامی یادداشت های میثم رشیدی نگار کربلای 6 معبری به آسمان حميد داودآبادي حرف های دل یک جوون ایرونی واژگون دیجیتال تروریست مسلمان ایرانی قاب شیشه ای خبرنگار مسلمان سیما بندیر هنادي دیده بان كيان ایستگاه آخر... بهشت صراحت ذیغار فریاد سبز نگار نقشینه فصل انتظار اسلام آمریکایی توقف ممنوع هبوط پیام دل موشکی و نظامی خط شكن شارح ... بر دلم بود آقا پناهی قافله شهدا شهید امر به معروف، زوبونی خاکریز، خانه ای در اوج افلاک نوشته های زیبای یک"سزار" زيرچشمي کهف الشهداء صهیونیسم و جهان اسلام راهیان جوانان اصولگرای اشکنانی از الف... عبرت لبيك يا خامنهاي حاج رضوان نوشنههاي يك خام دست خامه به دست ویترین افکار من گاهنامه پارتیزان شب پايگاه خبري مسجد مكي خودنويس دنیای سه خواهر خادمان با صفای شهدا حجاب فاطمي لبيك 66 خنده تلخ ستاد پاسداشت شهدای نهضت جهانی اسلام بهشت خوبان اصلاح الگوي مصرف صداي شيعه لاله هاي آسماني عاشق سپاه غليان قلم آیینه جادو رهاتر از گیسوان شالیزاران طراح قالب
Powered By
BLOGFA.COM |
وصیت می کنم...
وصيت می کنم به کسی که او را بیش از حد دوست می دارم! به معبودم! به معشوقم! به امام موسی صدر! کسی که او را مظهر علی می دانم! او را وارث حسین می خوانم! کسی که رمز طایفه شیعه و افتخار آن و نماینده هزار و چهارصد سال درد، غم، حرمان، مبارزه، سرسختی، حق طلبی و بالاخره شهادت است! آری به امام موسی صدر وصیت می کنم... ای محبوبم! تو را دوست می دارم. مهر و محبت تو به انسان ها و حتی به دشمنان به اندازه ای است که مرا به یاد مسیح می اندازد. روح مسیح را در تو می یابم و گاه احساس می کنم که این مسیح است که دوباره ظهور کرده و در میان آدم ها سکنی گزیده است. گاه نوح را در تو می بینم. می بینم که کشتی شکسته شیعیان در طوفان سهمگین دستخوش حوادث سخت و کشنده است و تو همچون کشتی بانی قوی پنجه با سرسختی و مهارت، کشتی را از میان امواج خطیر هدایت می کنی و هوش و گوش همه کشتی نشستگان متوجه توست. گاه ابراهیم را در تو می بینم که در میان آتش راه می روی و آن را سلامت طی می کنی. به میان دشمنان خونخوار می روی و آنان را چون بره رام می نمایی. رسالت پیامبر بزرگوار اسلام را در تو می یابم. همه مشکلات را بر قلب لطیف خود می پذیری. همه اهانت ها و تهمت ها و دروغ هال را با سعه صدر تحمل می کنی. همه پیمان شکنی ها، نفاق ها و دشمنی ها را به دیده اغماض می نگری و با صبر و سرسختی سعی داری که با کمال محبت دست گم شده ها را بگیری و از میان این ظلمتکده وحشتناک، آن ها را به راه راست هدایت کنی. گاه علی را در تو می بینم. دردها و رنج های او را در تو منعکس می یابم. وقتی که تو را روی منبر می بینم که برآشفته ای و از سینه پر درد خود می خروشی و از قلب آتشین خود شراره می افکنی، می سوزی و می سوزانی، به یاد علی می افتم که بر منبر کوفه می جوشید، می خروشید و ظلم و جنایت معاویه را محکوم می کرد.
تو ای محبوب من! دنیایی جدید به من گشودی که خدای بزرگ مرا بهتر و بیشتر آزمایش کند. تو به من مجال دادی تا پروانه شوم، تا بسوزم، تا عشق بورزم، تا قدرت های بی نظیر انسانی خود را به ظهور برسانم. تو ای محبوب من! رمز طایفه ای و درد و رنج هزار و چهارصد ساله را به دوش می کشی، اتهام و هجوم و نفرین و ناسزای هزار و چهارصد سال را همچنان تحمل می کنی، تو فداکاری می کنی، تو از همه چیز خود می گذری، تو حیات و هستی خود را فدای هدف و اجتماع انسان ها می کنی و دشمنانت در عوض دشنام می دهند و خیانت می کنند و تو ای امام، لحظه ای از حق منحرف نمی شوی و عمل به مثل انجام نمی دهی و همچون کوه در مقابل طوفان حوادث، آرام و مطمئن به سوی حقیقت و کمال قدم برمی داری. از این نظر تو نماینده علی و وارث حسینی و من افتخار می کنم که در رکابت مبارزه می کنم و در راه پر افتخارت شربت شهادت می نوشم...
فرازی از وصیتنامه شهید دکتر مصطفی چمران به امام المحرومین
امام موسی صدر حضور عزیزانی که به دلیل مطالعه مطالب ۲ پست قبلی احساسات پاک و مودبانه شان جریحه دار شده است عرض می نمایم: در این مطالب هیچ فحش و ناسزایی وجود ندارد و تنها در مورد انعقاد نطفه ی این هنرمند کاریکاتوریست!! داعیه ای مطرح شده است که این جانب به صحت آن اعتقاد کامل دارم و گرنه اگر بنا به فحش و فحش کاری بود که کلی از این بهترش توی چنته مان بود. این داعیه در مورد سایر کاریکاتوریست های همتای ایشان در بلژیک و فرانسه و ایضا جناب "سلمان رشدی" نیز صادق است و مو لای درزش نمی رود. به هر حال دوستان بهتر است مواظب النگوهایشان باشند که یک وقت نشکند و ضمنا برای اثبات درستی برخوردشان با این مردک هنرمند از ائمه معصومین(صلوات الله علیهم اجمعین) مایه نگذارند. همين کاریکاتوریست حرامزاده این مرتیکه ی بی همه چیز طراح جدیدترین ورژن کاریکاتور توهینآمیز از چهره ی رسول اعظم(صلوات الله علیه) می باشد. حالا دیدید این جونور حرامزاده ست؟ حالا بگید با یه همچین کسی باید چی کار کرد همين این حرامزاده کیه؟
آقا جان! این یارو یه حرامزاده ی اصله . اونایی که خیلی با ادب هستن توجه کنن که تو این ماه مبارک اصلا قصد فحاشی ندارم و کاملا قصد توصیف و معرفی این مردک را دارم. من با سند و مدرک معتبر ثلبت می کنم که این جانور حلال زاده نیست. اگه یه کمی صبر کنید خودتون هم قبول می کنین... پای مسابقه و این حرفا هم در میو ن نیست، فقط می خوام بیشتر کنجکاو و حساس بشین و برین ببینین ایم حرام زاده کیه؟
یه سوال: راستی با کسایی مثل این بی همه چیز باید چی کار کرد؟ به بهترین پیشنهاد در این زمینه جایزه ی نفیسی داده می شه. همين ۱- حلول ماه مبارک رمضان مبارک ۲- خب همونطور که قبلا قولشو داده بودم، چنتایی از عکس های منتشر شده از حمله روز سه شنبه رزمندگان فلسطینی به پایگاه الکترونیک!!! "زاکیم" رو براتون گذاشتم که برید و حالشو ببرید! می بینید ما چه قدر خوش قولیم!
یکی از ورودی های پایگاه. مطمئنا هیچ کس فکرشو نمی کرد که روزی این آرامش پایگاه بهم بخوره، اما...
رزمندگان جنبش جهاد اسلامی در حال شلیک موشک(عکس تز ئینی ست)
این عکس ماله خودروی نظامی مستقر در پایگاه معبر "کیسوفیم" که روز ۱۵ شهریور (پنج روز قبل از عملیات اخیر علیه پایگاه "زیکیم") توسط مجاهدان فلسطینی هدف قرار گرفت. شکل پوکیده شدن خودرو نشون می ده که قدرت تسلیحات فلسطینی ها چقدر زیاد شده. از همون موقع اسرائیلی ها باید حدسش رو می زدن که فلسطینی ها کارای بزرگ تری هم ازشون بر میاد. چه حالی می داد ۴،۳ تا اسراییلی مثلا اون موقع تو ماشین بودن...
بعد از سه انفجار مهیب موشک ها بود که بیش از ۷۰ زخمی صهیونیست ها به بیمارستان منتقل شدند. حالا چنتا از اینا سقط شدن، خدا می دونه...
این هم بقایای یکی از سه موشک شلیک شده به پایگاه...(نقل از روزنامه ی اسرائیلی "معاریو")
ژنرال "گابی اشنازی" فرمانده ارتش دفاعی اسراییل در حال عیادت از مجروحان حمله "زیکیم" ان ربک لبا لمرصاد... همين
قرار بود در این پست دست نوشته ای از "شهید دکتر چمران" در مورد "امام موسی صدر" رو براتون بذارم ولی خبردار شدم که تو فلسطین اتفاق بزرگی افتاده. بنابراین دست نوشته شهید چمران میفته برای پست بعدی. ان شاء الله. اما اتفاق بزرگ... چند وقتی بود که از زمان جنگ لبنان، از فلسطین خبری نبود جز دعواهای داخلی بین "حماس" و "فتح"! و اسراییل هم برای خودش، تو فلسطین می چرید و حالشو می برد!!! تا این که امروز(سه شنبه ۲۰/۶/۸۶)، طی یه حمله موشکی به پایگاه الکترونیک "زاکیم" (۱) در حومه شهر "عسقلان"(۲) توسط رزمندگان "سرایا القدس" (شاخه نظامی جنبش جهاد اسلامی) و "ناصر صلاح الدین"(شاخه نظامی کمیته های مقاومت ملی)، ۷۰ نظامی صهیونیست کشته و زخمی شدن. (البته در ابتدا ما فکر کردیم که این حمله کار حماسه! ولی بعدا معلوم شد که نه، حماس همچنان سرش گرم بازی با فتحه!!!) از اون جایی که اسراییلی ها از ترس ...شون، احتمالا تا ۴،۳ روز عکسی از این حمله پخش نخواهند کرد، لذا فعلا یه عکس از پایگاه زاکیم (قبل از انجام عملیات) براتون میذارم تا عکس های عملیات هم پخش بشه، ما که فعلا چیزی نیافتیم!
.................................................................................................................. پی نوشت: ۱- پایگاه الکترونیک به پایگاهی گفته می شود که از آن به عنوان تعقیب و مراقبت هوایی فعالیت ها و تحرکات نیروهای مسلح فلسطینی استفاده می شود.لذا با انجام این عملیات، باید ... به این پایگاه الکترونیک!!! ۲- خاک بر سر تلویزیون ایران که از صبح یکسره به اشتباه این شهر رو "اشکلون" (نام عبری شهر عسقلان)اعلام می کرد! یکه سوار شرف
به جای ۱۱ سپتامبر
مسابقه پست قبلی متاسفانه هیچ برنده ای نداشت(من فکر می کردم این عکس معروف باشد، حداقل کمی) تصویر مندرج در پست قبلی نمایی بود از عکس زیر. این سردار بر خاک افتاده کسی نیست جز "سید هادی حسن نصرالله" فرزند دبیر کل حزب الله لبنان "سید حسن نصر الله" که به تاریخ ۱۲ سپتامبر(۲۱ شهریور) ۱۹۹۷ میلادی در نبرد رودر رو با اشغالگران صهیونیست درمنطقه ای به نام "جبل الرفیع" به همراه دو همرزم دیگرش("علی کوثرانی" و "هیثم مغنیه") شربت شهادت نوشید و پیکر پاکش به دست حرامیان صهیونیست افتاد. این عکس نیز از روی فیلمی که کانال سراسری رژیم صهیونیستی پخش نموده گرفته شده است. ترجیح دادم بر خلاف خیلی ها که این روز ها یاد ۱۱ سپتامبر و تبعات آن می کنند ، از ۱۲ سپتامبر و تبعات آن یاد کنم. هیچ توضیح دیگری در باره ی این عکس ندارم مگر این چند بیت:
ای یکه سوار شرف! ای مرد تر از مرد! بالایی من! روح تو در خاک چه می کرد? دیروز یکی بودیم با هم ولی امروز تو نورتر از نوری و من گردتر از گرد
شفاعتش در بیابان محشرنصیبمان باد
وضوی خون
صاحب این عکس رو می شناسید یا نه؟ اگه می شناسید که بنویسید کیه؟ اگه هم نمی شناسید که یه چیزی دربارش بنویسید .البته اگه شناختید هم یه چیزی بنویسید... به برنده ها جایزه توپ می دیم. برای این که انگیزه تون قوی تر هم بشه این دفعه می گیم جایزه چیه! جایزه یک سری فيلم منحصر بفرد از جنبش های جهادی جهان اسلامه که تازگی دستمون رسیده. حالشو ببرین...البته اگه جواب بدین. هر کی حالشو داره، بسم الله شادی روح شهدا صلوات همين یک شعر خیلی باحال برای آدم های باحال آقایان و خانم هایی که حال ندارن ، برن بعدا بیان صرف نظر از این که در فضای وبلاگی کمتر کسی پیدا می شود که مطالب بلند را بخواند و با وجود این که می دانم خیلی ها با شعر میانه ای ندارند ولی با این شعر آن قدر حال کرده ام که بی خیال این ملاحظات شدم و به همه ی حضرات آقایان(برادران بزرگوارم) و خانم ها(خواهران محترمم) توصیه می کنم که آن را بخوانند. شاعر این شعر هم برادرم "محمد حسین جعفریان" است که الان هم اوضاع سلامتی اش اصلا رو به راه نیست.ایشون جانباز دفاع مقدس و از شاعران معروف و مشهور جبهه و جنگ هستن که مثنوی معروف "بسیجی" هم که هم سن و سال های من خیلی باهاش حال کردن متعلق به ایشونه. شان صدور این شعر به این قراره که وقتی آقای خاتمی رییس جمهور سابق به سازمان ملل رفته بود و سخنرانی بسیار مهم و استراتژیک و تکان دهنده ای در باره ی رستم و اسفندیار کرده بود ظاهرا آقای رییس جمهور آمریکا هم در مجلس حاضر بوده و برای ایشون سر تکون داده بود. روز بعد روزنامه های دوم خردادی با ذوق و شوق عجیبی خبر سر تکان دادن رییس جمهور آمریکا برای آقای خاتمی را تیتر اول خودشان کردند. یادم می آید که آن روز خودم هم واقعا خجالت کشیدم. آقای جعفریان آن روز دلش می شکند و این شعر را می سراید. فعلا زدم تو حال و حول جنگ خودمون تا ببینم خدا برامون از اون ور آب چی می فرسته سلام تهران! سلام تهرانم!! چقدر هادى درد م، چه خسته ام، سردم تكم! غريب و غريقم، شكسته ام، زردم در آن شب متلاطم! در آن عبور سپيد دريغ! كشتى روحم به بندرى نرسيد دريغ! پاى عبورم هنوز در خواب است دريغ! كشتى روحم قرين گرداب است پر از شكفتن شعرم! پر از تف آتش پر از شكسته كمان هاى صد هزار آرش پر از رسيدن تا قله هاى بدبختى پر از عزيمت تا مرگ! تا نگون بختى سلام تهران! تهران! سلام تهرانم منم! بسيجى ديروز اين دبستانم بپرس از چه زمانى به يادت آمده ام به فصل قحطى باران و بادت آمده ام چقدر رد شده ام فصل فصل در پاييز بپرس از اين تن رنجور و اين عصاى عزيز بپرس از شبح برفى بهارانم چگونه رد شده ام از غرور يارانم چه دوره هاى بعيد ت شكسته و زود است هواى رابطه هايت چه دود آلود است بپرس تهران! از من كه شور شايانم بپرس تهران! وقتى شروع پايانم چنين غبار گرفته به عيش نامده ام بپرس از چه ديارى و از چه آمده ام من از خدا و "شهيد" و كمانچه می آيم از استواى شلوغ " شلمچه" می آيم سلام حضرت مغرب! منم عليل شما! سرى تكان بده قربان! منم ذليل شما! مگر قطار چه وقت از غرور ما رد شد؟ از ايستگاه شلوغ شعور ما رد شد؟ مگر از آن همه شهر" شهيد" نگذشتيم؟ چرا دوباره به اين شوره زار برگشتيم؟ بگو چگونه گرفتار اين خطا شده ايم؟ ميان سيل سياست، چنين دو تا شده ايم؟ چه ساده نزد شما" بود"ها "نبوده" شده است شب "شلمچه" از اذهانتان زدوده شده است چه ساده شوق «بهشتى» به "غصه" ها برگشت چه ساده «كاوه» دوباره به "قصه" ها برگشت دوباره «باقرى» و «باكرى» چه خاموشند ميان هزار توى افسانه ها فراموشند... هلا شما كه به امروز خويش زنجيريد! چرا سراغى از آن روزها نمی گيريد؟ هلا ميان زلال زمان سبوترها! چه خلوت است مزار شما كبوترها! در اين كشاكش بى همتى و بى دينى مرا بهل! بهل! اى مرتضاى آوينى! گرسنه، خسته، رهايم ميان رخوت و خواب مرا بهل! بهل! اى حاج اصغر محراب! مرا بهل كن اگر خسته ام، بهل اى مرد! رها كن اين تن رنجور را، رها، برگرد! مرا بهل كن الا همت بلند زمين براى ماندن در اين سكوت مرگ آيين رها شدم چه به ياوه، ميان اين برزن ميان اين همه چكها، ميان اين همه زن رها شدم به چرا در بهشت گم به نشيب در اين فرود مردد ، ميان گندم و سيب منم بسيجى ديروز و اينك اما دير منم جوانى جبهه و اينك اما پير شب جنون هزاران هزار مرگ آگاه شب فلوت مسلسل، شب حسادت ماه از عاشقانه راز تگرگ برگشتم من از سواحل آغاز مرگ برگشتم چكيدن شب و اندوه من ز سقف بهار دوباره اين من و ارديبهشت شصت و چهار چقدر گريه كهنه به دادم آمده است چه خاطرات عجيبى به يادم آمده است چه صبحم اى شب رفته! چه خالى از رنگم سبك چو روح شهيدى در عشق آونگم ببار باران! باران! ببار بر روحم! كه من نه غرقه طوفان، كه غرقه نوحم هلا تمام شما بى نشانى و بى نام! شما! ملا ئک خوشبخت در كنار" امام"! از آدم ،از خلفا آخرين براى شماست "امام " راز مگوى زمين براى شماست طلوع طوفان در كام بادبانها بود "امام" رونق انسان در آسمانها بود هواى تازه براى غروب نسل هلاك شروع بارش باران خاك در افلاك امام" ، پرده اى از نور و آسمان و سكوت عبور سرزده و شاعرانه ملكوت "امام" ، هیمه بر آتش در حكومت سرد يگانه واحه ی سرسبز در صحارى درد "امام"! داغم چو داغ رفتنت تازه است شبيه صبر تو غم هاى من بى اندازه است... چه روزهاى عجيبى! چه جزر و مد بدى چه آسمان فجيعى! چه فصل بى عددى چه ساكتى! چه خموشى! مگر نمى بينى؟ سلام تهران! بارى ! چه خواب سنگينى! سلام تهران! بى روح آهنين پيكر! سلام پونك! تجريش! شوش! تهران سر! سلام اى همه جا مانده هاى غافله ها! سلام نسل چك و سفته و معامله ها! سلام تهران! آسمانت آبى نيست صداى خنده ات اى شهر! آفتابى نيست غريو موشك شب هاى دور يادت هست؟ سلام تهران! آيا غرور يادت هست؟ سلام تهران! اى شهر بى ستاره و تار سلام تهران! اى شهر پرفريب و غبار... در عمق خلوت اين جاده های بى عابر خلا صه مى رسد از راه اين آخر شاعر نه شاعرى ز علفزار شمع و پروانه غريق بارش يكريز جام و افسانه نه شاعرى كه مديح خيانت و خاك است نه شاعرى كه سترون، كه شب، كه ناپاك است به "ذوالفقار" رها از غلاف، دل داده مى آيد از شب بى رهگذرترين جاده در آن زمان كه نه وقت گزافه خواهد بود چقدر سر كه به تن ها اضافه خواهد بود چه طعم خون كه به اين كام ها چشيده شود چه چشم ها كه ز حدقه برون كشيده شود چه سينه ها كه به تيغش دريده خواهد شد چه دست هاى زيادى بريده خواهد شد... چقدر خاتمه ام من! چقدر محتضرم چقدر گريه ام امشب! چقدر مختصرم به امید آزادی قدس، کعبه و کربلا شادی روح شهدا صلوات بهای حرکت فی سبیل الله عکس زیر در روز ۹ شهریور ۱۳۶۰ گرفته شده است، یعنی یک روز بعد از شهادت رییس جمهور و نخست وزیر جمهوری اسلامی یعنی آقایان محمد علی رجایی و محمد جواد باهنر. این عکس متعلق به اتاق شورای عالی امنیت ملی ست و صندلی های سوخته ی آقایان رجایی و باهنر هم با عکس هایشان مشخص شده است. عکس های جنازه اون دو عزیز رو هم داشتم اما علی الحساب نتونستم با خودم کنار بیام که منتشرشون کنم آخه اوضاعشون خیلی خراب بود. توضیح دیگه ای درباره این عکس ندارم جز این که: هر کس داعیه سربازی و خدمت در حکومت اسلامی را دارد اما خودش را برای نشستن روی صندلی آتش آماده نکرده باشد یا احمق است یا منافق. خوب تماشا کنید: این است بهای سربازی خمینی و نظام اسلامی
نیمه شعبان، روز جهانی" مستضعفین" گرامی باد. می بخشید که برای تبریک این روز از این اسم قدیمی و فراموش شده که متعلق به سال های دهه شصته استفاده کردم. همين رقص شهادت ببخشید که کمی دیر شد. برای زدن این عکس منحصر بفرد توی "مرصاد" خیلی با خودم کلنجار رفتم. عکس زیر یکی از تنها تصاویر ثبت شده در تاریخ از پیکر پاک یکی از شهدای مقاومت اسلامی لبنان(حزب الله) است که بعد از کلی جستجو برای مرصادیون عزیز پیدا کرده و تقدیمتان می کنم. این عکس درست در وسط معرکه جنگ ۳۳ روزه و به وسیله عکاس واحد تبلیغات ارتش اسراییل گرفته شده است. این پیکر مطهر جزو چند شهیدی است که اسراییلی هابا خودشون بردن تا تو عملیات تبادل از اون ها استفاده کنن. این پیکر پاک که این طوری غریب و تنها تو یه گوشه ای از جنوب لبنان افتاده، یکی از بر و بچه های گمنام امام علی(علیه السلام) وسرباز بی نام و نشون امام خمینی ست که همه من و شما باید تو روز محشر واسه شفاعتش صف بکشیم. پس شادی روحش صلوات بفرستین صورت شهید رو خودم سفید کردم چون به نظرم درستش همین بود. ببخشید ولی بنده یه سری قوانین واسه خودم دارم که نمی تونم ازشون صرف نظر کنم حتی به بهای ناراحت شدن اون عده از دوستان که از چنین کاری خوششون نمیاد... درباره ی این عکس یه شعری یادم افتاد که براتون می نویسم.خودم که با این شعر خیلی حال کردم
بر زمین
افتاده دیدم آسمان خویش را رقص مرگ
جان و پایان جهان خویش را در کف
طوفان رها کردم عنان خویش را تا مگر پیدا
کنم نام و نشان خویش را گم شدم
اندر نشان بی نشان مرتضی یا علی مرتضی همين |
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
آرشیو مطالب
آبان 1388
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 امکانات
|
Copyright © 2006 All Rights Reserved by mersad67.Blogfa.com